بسل وندرکولک
نوشته: پارسا نوروزیان
مقدمه
بسل وندرکولک (Bessel van der Kolk) روانپزشک و پژوهشگر برجستهی هلندی-آمریکایی است که بخش بزرگی از زندگی حرفهای خود را صرف مطالعهی تروما کرده است. او در کتاب مشهورش The Body Keeps the Score («بدن فراموش نمیکند») نشان داد که تأثیر تروما تنها در ذهن باقی نمیماند، بلکه عمیقاً در بدن حک میشود.
وندرکولک مینویسد:
✨ «بدن دفترچهی خاطرات تروماست.»
یعنی حتی وقتی ذهن ما رویدادها را فراموش میکند یا به حاشیه میراند، بدن با نشانههایی مثل:
- بیخوابی،
- انقباضهای مزمن،
- دردهای بیعلت،
- یا واکنشهای شدید به محرکهای کوچک،
همچنان آن تجربهها را به یاد میآورد.
اهمیت کار وندرکولک این است که نگاه ما را به درمان تروما تغییر داد: شفا تنها از راه گفتوگو و کلمات ممکن نیست، بلکه باید از بدن آغاز شود — از حرکت، تنفس، صدا، خلاقیت و رابطه.
🌀 مفاهیم کلیدی در بدن فراموش نمیکند
بسل وندرکولک نشان میدهد که تروما فقط در حافظهی ذهنی ثبت نمیشود، بلکه در بدن جا خوش میکند و به شکل نشانههای فیزیکی و هیجانی بازمیگردد. حتی اگر ذهن ما رویداد را «فراموش» کرده باشد، بدن همچنان آن را به یاد دارد؛ در قالب بیخوابی، انقباضهای مزمن، دردهای بیعلت یا واکنشهای ناگهانی به موقعیتهای بیخطر. به همین دلیل او میگوید: «زبان تروما، زبان بدن است.» کلمات همیشه قادر نیستند این زخمها را بازگو یا درمان کنند، زیرا بخشی از تجربهی تروما فراتر از حوزهی گفتار عمل میکند.
تروما سیستم عصبی و مغز را نیز تغییر میدهد: آمیگدالا بیشفعال میشود و مدام هشدار میدهد، در حالی که هیپوکامپ (مرکز حافظهی منسجم) نمیتواند تجربهها را به گذشته بسپارد. نتیجه این است که فرد دوباره و دوباره همان خطر را در «حال» احساس میکند، حتی وقتی امن است. در چنین شرایطی، بازگشت به تعادل تنها از طریق حرف زدن ممکن نیست؛ باید راههایی پیدا کرد که مستقیم با بدن و مغز درگیر شوند.
وندرکولک مسیرهای مختلفی برای شفا معرفی میکند: تمرینهای بدنمحور مانند یوگا، تنفس و حرکت؛ شیوههای خلاق مانند نقاشی، نوشتن و موسیقی؛ و همچنین رابطههای امن که از طریق همتنظیمی به بدن پیام آرامش میدهند. او همچنین روشهای نوین درمان تروما مانند EMDR، نوروفیدبک و درمانهای سوماتیک را توضیح میدهد که هرکدام به شیوهای متفاوت به بدن کمک میکنند خاطرهی تروما را بازنویسی کند.
در نهایت، پیام او روشن است: بدن نهفقط محل زخمی است که تروما بر جای میگذارد، بلکه کلید اصلی شفا نیز در همانجاست.
🌱 تمرینها در بدن فراموش نمیکند (نسخهی متمایز)
۱. اسکن بدن همراه با نوشتن
بهآرامی بدنات را از پا تا سر مرور کن. هر تنش یا حسی که دیدی، فقط یک کلمه یا جمله کوتاه روی کاغذ یادداشت کن. این کار پلی میزند بین زبان بدن و زبان نوشتار، و کمک میکند تجربهها به سطح آگاهی بیایند.
۲. یوگا یا کشش ساده
وندرکولک روی تأثیر یوگا در درمان تروما تأکید میکند. حتی چند حرکت سادهی کششی (مثل دستها بالای سر بردن یا خم شدن آرام به جلو) میتواند بدن را از حالت انقباض مزمن بیرون بیاورد و احساس حضور در «اینجا و اکنون» را تقویت کند.
۳. صداسازی یا زمزمه
گاهی بدن نیاز دارد از راه صدا خود را بیان کند. میتوانی یک ملودی کوتاه زمزمه کنی یا حتی صدای ممتد «آه» یا «هوم» بسازی. ارتعاش این صداها قفسه سینه و گلو را باز میکند و به بدن اجازه میدهد تنشهای نگهداشتهشده رها شوند.
۴. خلاقیت بیقید
یک برگه یا دفتر بردار و بدون فکر، شروع کن به نقاشی کردن خطوط، شکلها یا حتی خطخطیهای ساده. هدف زیبا بودن نیست؛ هدف این است که بدن از طریق حرکت دست، خودش را بیان کند. همانطور که وندرکولک میگوید: گاهی رنگ و تصویر راهی برای گفتن چیزی است که کلمات قادر به گفتنش نیستند.
۵. تمرین حضور در رابطه
یکی از درمانهای کلیدی تروما، همتنظیمی با دیگران است. برای چند دقیقه کنار کسی که به او اعتماد داری بنشین. به تماس چشمی یا حتی به همنفس شدن ساده توجه کن. اجازه بده بدنات حس کند که «امنیت» میتواند در پیوند و رابطه وجود داشته باشد.
✨ همونطور که میبینی این تمرینها از تمرینهای لوین متفاوتان: بهجای تمرکز بر آزادسازی لرزش و انرژی، بیشتر روی بازسازی پیوند بین بدن، خلاقیت و رابطه هستن.
🖌 ژورنال تصویری برای The Body Keeps the Score
بخش | راهنما | جای تصویر/یادداشت |
۱. نشونهی بدنی امروز | با یک رنگ یا شکل نشون بده کجا در بدنم امروز بیشتر خودشو نشون داد (مثلاً شکم، گلو، شونهها). | ✏️ 🎨 |
۲. احساس همراه | یک رنگ یا نماد بکش که بیانگر احساسی باشه که همراه اون نشونهی بدنی بوده (مثلاً غم، خشم، اضطراب). | ✏️ 🎨 |
۳. یادآوری یا ماشه (Trigger) | یک تصویر یا علامت ساده بذار که نشون بده چی این حس رو فعال کرده. میتونه یک موقعیت، صدا یا نگاه باشه. | ✏️ 🎨 |
۴. پاسخ بدن | با خط یا حرکت قلم نشون بده بدنم چه واکنشی داشت: انقباض، لرزش، بیحسی یا باز شدن. | ✏️ 🎨 |
۵. راه آرامسازی | یک تصویر یا رنگ بکش که نشون بده چه چیزی میتونست یا میتونه کمکت کنه بدن دوباره آرام بشه (نفس، صدا، حرکت، طبیعت). | ✏️ 🎨 |
۶. یک جملهی پایانی | جملهای کوتاه بنویس که امروز برات به یادگار میمونه (مثلاً: «بدنم هنوز یادشه» یا «امروز تونستم نفس بکشم»). | ✏️ |
✨ این ژورنال تصویری کمک میکنه رابطه بین بدن، احساس و تروما رو بهتدریج ببینی و درک کنی، همونطور که وندرکولک توضیح میده.
🌌 بازتاب و هدف نهایی
بعد از هر تمرین، لحظهای مکث کن و از خودت بپرس:
- بدنم الان چه تغییری کرده؟
- آیا توانستم حتی برای چند لحظه حس امنیت یا آرامش را تجربه کنم؟
- کجا هنوز تنش نگه داشته شده است؟
این بازتابها مهمتر از «درست یا غلط انجام دادن تمرین» هستند؛ چون کمکم یاد میگیری زبان بدن خودت را بفهمی و ترجمه کنی.
بسل وندرکولک یادآوری میکند که تروما همیشه فقط در ذهن اتفاق نمیافتد؛ بدن همان جایی است که زخم را نگه میدارد. اما خبر خوب این است که بدن، همان جایی هم هست که شفا از آن آغاز میشود.
✨ بنابراین هدف کار با بدن در این نگاه چنین است:
- بازگرداندن ارتباط از دسترفته بین ذهن و بدن،
- یافتن یک زبان تازه برای تجربهی تروما از راه حرکت، صدا، خلاقیت و رابطه،
- و ساختن دوبارهی حس امنیت و حضور در لحظه.
اگر در Somatic Experiencing (لوین) تأکید اصلی بر «آزادسازی انرژی گیرکرده» است، در کار وندرکولک تأکید بر بازنویسی خاطرهی بدن و ایجاد یک نقشهی تازه از امنیت است.
نوشتههای دیگر
۴ تمرین آرتتراپی برای کاهش استرس
8 مهر 1404هنر یک ابزار عصبی-روانی برای شفا است
7 مهر 1404خلاقیت؛ راهی برای شفا و خودشناسی
7 مهر 1404صدا، راهی برای لمس زخم هاست
7 مهر 1404نقش، پلی است میان دنیای درونی و بیرونی
7 مهر 1404تروما در بدن زندگی میکند، نه فقط در ذهن
7 مهر 1404رواندرمانی آنلاین و حضوری
من اینجا هستم تا به هر سؤالی که ممکن است داشته باشید پاسخ دهم.